عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
***
من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش
هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت
***
همه کس طالب یارند چه هشیار و چه مست
همه جا خانه عشق است چه مسجد چه کنشت
***
سر تسلیم من و خشت در میکدهها
مدعی گر نکند فهم سخن گو سر و خشت
***
ناامیدم مکن از سابقه لطف ازل
تو پس پرده چه دانی که که خوب است و که زشت
***نه من از پرده تقوا به درافتادم و بس
پدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت
***حافظا روز اجل گر به کف آری جامی
یک سر از کوی خرابات برندت به بهشت
برچسب: من اگر نیکم و گر بد تو بروخود را باش,
نویسنده: مهراد جعفرینژاد